+
نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 12:50 توسط پديده
این نوشتم با همه نوشته هام فرق داره دیگه از قبل نشستم روش فکر کنم و بنویسم همینجوری کلمات
میان و منم مینویسم .......
دلم واسه وبلاگم یه ذره شده بود انگار بهش بد عادت کردم تنها چیزی هست که توی این دنیا احساسات
درونی منو شرح میده......
می دونید من احساسات درونیم رو هیچ وقت بروز نمی دم چون ذاتا مغرورم گاهی تو زندگی پیش میاد
که غرور رو بزاری کنار و هرچی که تو دلت هست رو به زبون بیاری و دیگه از کنترل خارج میشه و ....
و میشه مثل حال امروز من که عصبانی هستم چون احساس می کنم غرورم لگدمال شده و ازین بابت
خیلی متاسف هستم با خودم میگم چرا باید به حرف آدم ها اعتماد کرد ؟؟؟ چرا باید زمانی که سکوت
کنیم سکوت را می شکنیم؟؟؟ چرا زمانی که یک عشق می اید پا پس میکشیم و درست برعکس
زمانی میشه که گدایییش میکنیم!!!!
حس میکنم محتاج شدم و حالا دارم خودم رو تنبیه میکنم باخودم میگم پدیده این دفعه آخرت بودا؟!!!
دلم بچه شده و شعر های کودکانه میسازه و می خونه و میرقصه
عجب عالمی داره دوران جاهلیت!!
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 15:39 توسط پديده
اینکه چه میاندیشیم، چه میدانیم و به چه اعتقاد داریم مهم نیست!!!!
مهم این است که چه میکنیم...
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 10:32 توسط پديده
هنگامه تلخ خنده های غروب آمده....
کوس پرواز را بنواز!!!
وقت آن است دلشوره های نخ نمایت را بقچه کنی و ترک دیار آدم های بی آرزو کنی....
آخر !
فاصله من و تو یک آسمان پرواز است
+
نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت 20:5 توسط پديده
شهر من آرام باش!!! التیامت دیر نیست.....
+
نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 12:14 توسط پديده
دلم وسوسه می شود!
باز شاعری را پیشه میکند و شعر می سراید...
سرکوبش خواهم کرد
آخر نمی داند غزل ها هم قافیه نیستند!!!
+
نوشته شده در یکشنبه 7 تیر1388ساعت 12:8 توسط پديده
شرم لگد مال شد
چکمه های سرخ ،تن سبز زمینم را پوشید
گذر پهلوان حیدر ،بازار مکاره شد..
نامم را نسل سوخته گذاشتند و
من در این سوخته زیستن ،تمام می شوم
........فردای من حراج است...مفت تر از دیروزم...!!!!!!!!!
و این جبر ،جبر زمانه نیست ...معامله نفس است!!!!!!!!!!!!!!!!!....
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 13:16 توسط پديده
+
نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 14:36 توسط پديده
+
نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 12:12 توسط پديده
به پسران در کودکي شير سگ دهيد، شايد در بزرگي وفا بياموزند. (شکسپير)
+
نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 11:16 توسط پديده